الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

331

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

نكشم يا تو مرا بكشى ! پس روبه او آورد ، ولى كيسان غلام على عليه السلام به جانب احمر رفت و با هم دو ضربت ردوبدل كردند و غلام بنىاميه كيسان را كشت ! و با على درگير شد تا او را با شمشير بزند ولى على عليه السلام شتافت و دستش در آستين زره او قرار گرفت و او را كشيد و بر پشت‌سرش انداخت گويى من پاهاى او را مىديدم كه چپ و راست روى گردن على ، سپس او را بر زمين زد به‌گونه‌اى كه شانه و بازويش شكست و پسران على عليه السلام حسن و محمد بر او حمله بردند و با شمشير خود او را زدند تا سرد و بىجان شد و گويا من على عليه السلام را مىنگرم كه ايستاده و دو شيربچه‌اش آن مرد را شمشير مىزنند ، تا اين‌كه نزد پدرشان آمدند و حسن كنار على عليه السلام ايستاده بود فرمود : پسرم ! چه چيز تو را مانع شد از اين‌كه مثل برادرانت عمل كنى ؟ ! عرض كرد : آن‌ها كفايت كردند . آنگاه مردم شام نزديك شدند ، به خدا سوگند كه زياد به او نزديك نشده بودند ! و نزديكى ايشان به آن حضرت به‌قدر سرعت راه‌رفتن آن حضرت بود ، حسن عليه السلام عرض كرد : « چه زيانى به حال شما داشت اگر مىشتافتى تا به اين يارانتان ( ربيعه ) كه در برابر دشمن ايستاده‌اند مىرسيدى ؟ فرمود : پسرم ! پدرت را روزى است كه هرگز از او نمىگذرد و با شتاب او نيز تأخير نمىافتد و با رفتن به سوى او هم شتاب نمىكند ! به خدا سوگند ، پدرت باكى ندارد كه او بر مرگ وارد شود و يا مرگ بر او